بدن - فارسی مگ

فارسی مگ
ورود شما به فارسی مگ را خیر مقدم عرض می نماییم.
به دلیل بروز بودن سایت لطفا از سایر صفحات وب هم دیدن نمایید.

تبلیغات هزینه نیست بلکه زمینه سازی برای معرفی وب خود به دیگران و درآمد زایی برای شماست .

نويسندگان
علی بی زد
موضوعات وب
دانلود(۱٥)
آهنگ(۱٥)
موزیک(٩)
عکس(۸)
ایران(۸)
تصاویر(٧)
خبر(٧)
آهنگ جدید(٧)
فوتبال(٦)
ورزشی(٥)
بهار(٥)
گزارش(٥)
نیوز(٥)
تتلو(٤)
خبری(٤)
دانلود آهنگ(٤)
کتاب(٤)
جهان(۳)
پزشکی(۳)
هنر(۳)
المپیک(۳)
دانلود کتاب(۳)
دانلود آهنگ جدید(۳)
تتلو جدید(٢)
بهار نیوز(٢)
پارس ناز(٢)
کتاب خانه(٢)
یوفا(٢)
علیشمس(٢)
درمان(٢)
تیم(٢)
بدن(٢)
ایبنا(٢)
شادمهر(٢)
پارس(٢)
پرسپولیس(٢)
سلامت(٢)
الف(٢)
ورزش(٢)
بازی(٢)
بازیگران(٢)
جامعه(۱)
دربی(۱)
گوشی(۱)
نویسنده(۱)
ستاره(۱)
سفر(۱)
موبایل(۱)
سایت(۱)
فرانسه(۱)
کارگردان(۱)
لیگ(۱)
کشور(۱)
کامران و هومن(۱)
بیماری(۱)
تهران(۱)
مجله(۱)
مصرف(۱)
دکتر(۱)
سلامتی(۱)
متن(۱)
ناز(۱)
خبر نیوز(۱)
آیفون(۱)
کتاب خوانی(۱)
خارج(۱)
اسکیزوفرنی(۱)
مگه میشه(۱)
سیروان خسروی(۱)
برانکو(۱)
خسروی(۱)
دولتی(۱)
مدال(۱)
واکنش(۱)
تکست(۱)
تقریب(۱)
ریو(۱)
دلخور(۱)
ای تی(۱)
نود(۱)
امیر تتلو(۱)
موزیک جدید(۱)
مثل شیر(۱)
آهنگ جدید تتو(۱)
میگنا(۱)
فریاد گر(۱)
گرازش(۱)
مشکل من نیست(۱)
خبر جدید(۱)
سیروان(۱)
حالم بده(۱)
چقدر تنهام(۱)
تبلت(۱)
مهدی احمدوند(۱)
مهدی جهانی(۱)
مرجع کتاب(۱)
خبر کتاب(۱)
نویسنده کتاب(۱)
تبلیغات



تولیت نظام سلامت روان با وزارت بهداشت است

 

 

  • تولیت نظام سلامت روان با وزارت بهداشت است
    دکتر سامان توکلی در گفت و گو با خبرنگار ایسنا ، در توضیح  به اعتراض دکتر عباسعلی الهیاری، رئیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره که اظهار کرده "وزارت بهداشت تنها به یک بعد از سلامت جامعه توجه می‌کند، رشته روان درمانی با توجه به اینکه جزو لاینفک رشته روان شناسی بالینی است و روان درمانی نیز در حوزه کار روان شناسان قرار می‌گیرد، تاسیس فلوشیپ این رشته از سوی وزارت بهداشت غیرقانونی است" که در چند روز اخیر عنوان شده است؛گفت: باید بگویم بسیاری از اظهارات ایشان در مصاحبه‌ی موردنظر حاوی اطلاعات و ادعاهای نادرست از تعریف رشته‌های روان‌شناسی و روان‌پزشکی و نیز حاوی ادعاهایی مغایر با قوانین موجود کشور در این زمینه است. برای مثال، از ایشان نقل شده که «وزارت بهداشت تنها به یک بعد از سلامت جامعه توجه می‌کند» و در جای دیگر اشاره کرده‌اند که منظورشان این است که وزارت بهداشت به ابعاد غیرجسمی سلامت، مثل ابعاد روانی و اجتماعی، توجه نمی‌کند. نمی‌دانم این ادعا برخاسته از کدام مستند قانونی است.

    وی افزود: قاعدتا ایشان باید برای گفته‌های‌شان مستندات قانونی را ارایه بدهند که حوزه‌ی اختیارات وزارت بهداشت را محدود به سلامت جسمی کرده باشد. اما نه در ایران، و نه در تجربه‌ی کشورهای دیگر، این طور نیست. چه طور می‌شود ادعاکرد که سلامت انسان را، که موضوعی است پیچیده و چندعاملی، تکه‌تکه کنیم و هر بخش آن را به نهادی بسپاریم.

    توکلی تاکید کرد: مهم‌تر از آن، چه طور ممکن است بگوییم دولت و حاکمیت وظیفه و اختیاری در قبال بخش مهم سلامت، یعنی سلامت روان، ندارد. چه طور می‌توان سلامت را تکه‌تکه کرد و حفظ و ارتقای سلامت جسمی را وظیفه‌ی دولت و حاکمیت و وزارت بهداشت دانست، اما سلامت روان را از وظایف و اختیارات حاکمیت جدا کرد و برعهده‌ی یک سازمان غیردولتی، یعنی سازمان نظام روان‌شناسی و مشاوره، گذاشت، بی آن که پاسخ‌گوی دولت و حاکمیت باشد؟

    دبیر انجمن علمی روانپزشکان ایران  خاطرنشان کرد: طبق قوانین موجود، متولی سلامت در کشور ما وزارت بهداشت است و در برابر تمام ابعاد و جنبه‌های سلامت هم مسئول و پاسخ‌گو است. به عنوان مثال اگر کوتاهی صورت بگیرد یا کاستی در این حیطه‌ها وجود داشته باشد، مجلس می‌تواند از وزیر بهداشت توضیح بخواهد و سؤال کند. اما سازمان نظام روان‌شناسی به کدام بخش از دولت خود را پاسخ‌گو می‌داند؟

    وزارت بهداشت؛ متولی سلامت کشور است


    توکلی تاکید کرد: تجربه‌ی سازمان نظام پزشکی و رابطه‌اش با وزارت بهداشت به خوبی می‌تواند نشان بدهد که وجود سازمانی با عنوان سازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران به معنای آن نیست که وزارت بهداشت در کل حیطه‌های سلامت و پزشکی و حتی تاسیس رشته‌ها و دوره‌های تحصیلی، باید از نظام پزشکی اجازه بگیرد. محدوده‌ی وظایف و اختیارات هر کدام از این‌ها تعریف شده است و طبیعتا هر کدام در چارچوب وظایف و اختیارات خود و در تعامل با هم عمل می‌کنند و در نهایت هم این وزارت بهداشت است که متولی سلامت کشور است.

    تعیین چارچوب ها مطابق با تاییدیه وزارت بهداشت است


    دبیر انجمن علمی روانپزشکان ایران یادآور شد: خوب است دوستان‌مان در سازمان نظام روان‌شناسی نگاهی به نوع عمل‌کرد سازمان نظام پزشکی که یکی از قدیمی‌ترین سازمان‌های نظام حرفه‌ای است بیندازند تا دست‌کم این را بدانند که این موضوع که پزشکان برای فعالیت خود باید از سازمان نظام پزشکی پروانه‌ی کار بگیرند، به معنای آن نیست که تمام وظایف وزارت بهداشت در حوزه‌ی پزشکی به سازمان نظام پزشکی محول شده باشد. در همان جا هم صدور پروانه‌ی کار پزشکی که توسط سازمان نظام پزشکی انجام می‌شود، در چارچوب معیارها و شرایطی است که در وزارت بهداشت تعریف شده است.

    وزارت بهداشت متولی سلامت روان است


    توکلی اضافه کرد:  عجیب است که همکاران‌مان در سازمان نظام روان‌شناسی استدلال می‌کنند که چون در قانون تاسیس نظام روان‌شناسی آمده است که روان‌شناسان و مشاوران برای فعالیت خود باید از این سازمان پروانه‌ی کار بگیرند، چنین استدلال می‌کنند که وزارت بهداشت متولی سلامت روان نیست و به عنوان مثال برای تاسیس فلوشیپ روان‌درمانی باید از آن سازمان اجازه می‌گرفت.

    دبیر انجمن علمی روانپزشکان ایران یادآور شد: البته شاید جوان بودن نسبی سازمان نظام روان‌شناسی باعث شده باشد که مسئولان این سازمان، چنان که باید، حدود اختیارات و نحوه‌ی تعامل با سازمان‌ها و نهادهای حاکمیتی مسئول در این حیطه برای‌شان تعریف نشده باشد. اما به هر حال، انتظار می‌رود ایشان (دکتر الهیاری) که فردی مطلع و آشنای با قوانین هستند و خودشان هم در زمان تصویب قانون تشکیل سازمان نظام روان‌شناسی در مجلس و پی‌گیر تصویب این قانون بودند، به یاد داشته باشند که در پایان طرح پیش‌نهادی تأسیس سازمان نظام روان‌شناسی در مجلس، ماده‌ای بود که می‌توانست چنین شبهه‌ای ایجاد کند که بعد از تصویب این قانون، وظایف سازمان‌هایی که پیش از آن در زمینه‌ی حوزه‌ی عملکرد تعریف ‌شده برای سازمان نظام روان‌شناسی فعال بوده‌اند، به این سازمان محول می‌شود.

    توکلی اضافه کرد: به طور حتم ایشان به یاد دارند که این ماده با «اخطار قانون اساسی» مواجه شد و در رأی‌گیری «مغایر با قانون اساسی» شناخته و با دلایلی شبیه آن‌چه گفتم، حذف شد. مخاطبان این مصاحبه می‌توانند برای آگاهی از بحث‌های مرتبط با آن، به مشروح مذاکرات جلسه‌ی 287 دور ششم مجلس شورای اسلامی مراجعه کنند.

    بند 1ـ7 سیاست های کلی سلامت نادیده گرفته شده است


    وی افزود:  جدا از این پیشینه در تصویب قانون تاسیس نظام روان‌شناسی، در مصاحبه‌شان اشاره کرده بودند که در دو بند از سیاست‌های کلی سلامت، به رشد همه‌جانبه‌ی سلامت انسان و نیز سلامت روان پرداخته شده است. این را درست گفته‌اند، اما چیزی که تعجب‌برانگیز است، نادیده گرفتن بند 1ـ7 همین سند است.

    توکلی گفت: سیاست‌های کلی سلامت که فروردین سال 1393 توسط مقام معظم رهبری برای اجرا به روسای قوای سه‌گانه و رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام ابلاغ شده است، سندی است فرادستی و مهم. چنان که از نام آن برمی‌آید، سیاست‌های کلی نظام در حوزه‌ی سلامت را تبیین کرده است و همه‌ی سازمان‌ها و نهادها، در حوزه‌های مرتبط با سلامت باید آن را ملاک عمل خود قرار بدهند.

    وی یادآور شد: در بند 1-7 سیاست‌های کلی سلامت، به صراحت و بدون هیچ پوشیدگی، ذکر شده است که «تولیت نظام سلامت شامل سیاست‌گذاری‌های اجرایی، برنامه‌ریزی‌های راهبردی، ارزشیابی و نظارت توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی» انجام می‌شود.  فکر می‌کنم همین بند از سیاست‌های کلی سلامت نشان می‌دهد که گفته‌ی ایشان مبنی بر این که «تأسیس فلوشیپ این روان‌درمانی از سوی وزارت بهداشت غیرقانونی است» حداقل با این سند بالادستی مغایر است.

    دبیر انجمن علمی روانپزشکان ایران تاکید کرد: اتفاقا اگر هر نهاد دیگری در حوزه‌ی سلامت بخواهد بیرون از تولیت وزارت بهداشت عمل کند، خلاف این سند قانونی پراهمیت عمل کرده است. درباره‌ی بخش‌های دیگری از صحبت ایشان هم که زمینه جایگاه روان‌درمانی برای اختصار کلام فقط ذکر می‌کنم که گفته‌هایی غیردقیق و غیرمستند است و پاسخ دادن به آن فرصت و مجالی دیگر می‌طلبد.

    توکلی گفت: به طور کلی برداشت ایشان که مداخلات درمانی در حوزه‌ی سلامت روان شامل تجویز دارو است که کار روان‌پزشک است و انجام روان‌درمانی که فقط کار روان‌شناس است، نادرست است و تکرار آن در موقعیت‌های مختلف هم باعث درست شدن این اظهارات نمی شود.

    وی در پاسخ به این پرسش که « نگاه یک‌جانبه وزارت بهداشت وضعیت نامناسب سلامت روانی و جسمی فعلی را ایجاد کرده است؟» گفت: موضوع سلامت و سلامت روان و راه‌های حفظ و ارتقای آن، نه در ایران بلکه در تمام جهان، موضوعی پیچیده و متأثر از عوامل متعددی است که از عوامل خُرد فردی و ارثی و زیست‌شناختی، تا عوامل کلان اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی را دربرمی‌گیرد. پرداختن به آن هم از عهده‌ی یک وزارت و سازمان به‌تنهایی برنمی‌آید و مستلزم هم‌کاری‌های بین‌بخشی وسیع و گسترده و البته منسجم است.

    توکلی افزود: از این جهت موافق‌ام که باید به سلامت روان نگاهی چندبعدی داشت، اما از این مسئله نمی‌توان نتیجه گرفت که لازم است یا می‌توان وزارت بهداشت را از تولیت این بخش از سلامت خلع ید کرد و آن را به سازمانی دیگر سپرد و انتظار داشت که نتایج بهتری حاصل شود. داشتن نگاه همه‌جانبه و چندبعدی به موضوع سلامت و سلامت روان هیچ ارتباطی با این ندارد که سلامت روان را باید از وزارت بهداشت منفک کرد و به سازمان نظام روان‌شناسی سپرد، یا این که روان‌درمانی را چه کسی باید انجام بدهد.

    لزوم پذیرش تولیت وزارت بهداشت


    دبیر انجمن علمی روانپزشکان ایران تاکید کرد: ً ایجاد چندپارگی و عملکردهای نامنسجم و گاهی تقابل‌گرانه در برابر متولی سلامت کشور، یعنی وزارت بهداشت، به طور قطع به حفظ و ارتقای سلامت و سلامت روان آسیب می زند. برای پیش‌برد منسجم فعالیت‌ها لازم است نهادها و سازمان‌های مرتبط، تولیت قانونی وزارت بهداشت را بپذیرند و خود و فعالیت‌های‌شان را در چارچوب سیاست‌های کلی سلامت و تولیت وزارت بهداشت تنظیم کنند. بدون تردید کشمکش‌هایی که مبتنی بر قانون نیستند، جز اتلاف وقت و انرژی که باید صرف هم‌کاری برای ارتقای سلامت مردم شود، حاصلی نخواهد داشت. امیدوارم همکاران‌مان در سازمان نظام روان‌شناسی و سایر نهادها و سازمان‌های مرتبط، که حتما دغدغه‌ی سلامت مردم و جامعه را دارند، در این راستا و برای همکاری با وزارت بهداشت قدم بردارند.

    اطلاعات نادرست به مردم ارایه ندهیم


    توکلی در پاسخ به این پرسش که گفته شده "با توجه به اینکه روان‌درمانی ارتباطی با روان‌پزشکی که در واقع درمان دارویی بیماری‌های روانی است ندارد، بنابراین ورود وزارت بهداشت به این حوزه عملی غیرعلمی به حساب می‌آید» گفت: چه می‌توانم بگویم جز این که تمام این گفته‌ها غیردقیق و نادرست است و ارایه‌ی این اطلاعات نادرست به مردم باعث سردرگمی و خدای ناخواسته به تعویق افتادن تشخیص و درمان مشکلات‌شان می‌شود.

    وی گفت: در آن گفت‌وگو از این دست اظهارنظرهای غیردقیق و نامستند کم نیست. ای کاش پیش از چنین مصاحبه‌هایی نگاهی به منابع علمی، قوانین و مصوبات کشور و تجربه‌ی جهانی بیندازند و منبعی ارایه بدهند که این جمله‌ها مبتنی بر کدام منبع و مستندی است؟ برای صاحب‌نظران حیطه‌ی سلامت روان واضح است که این چند جمله‌ای که ذکر شده نادرست است و فقط خوانشی است که در چند سال اخیر، چند نفری از مسئولان نظام روان‌شناسی ارایه می‌دهند.

    توکلی افزود:  شاید هدف از دادن این اطلاعات نادرست نگرانی‌شان درباره‌ی وضعیت حرفه‌ای روان‌شناسی باشد که موضوعی مهم است و باید به شکل کارشناسی و در چارچوب مقررات به آن پرداخت، اما با ارایه‌ی اطلاعات نادرست و غیردقیق نمی‌توان قدمی در راه ارتقای سلامت روان جامعه برداشت و به طور قطع باید همه‌ی ما مصلحت جامعه و سلامت مردم را مقدم بر منافع صنفی و سازمانی‌مان بدانیم و برای آن تلاش کنیم. بر اساس منابع علمی، تجربه‌ی جهانی و مقررات کشورمان، روان‌پزشکی رشته‌ای تخصصی از پزشکی است که دانش‌آموختگان آن در زمینه‌ی پیش‌گیری، تشخیص، انواع درمان‌ها و بازتوانی اختلالات و مشکلات روان‌پزشکی آموزش دیده‌اند.

    دبیر انجمن علمی روانپزشکان ایران یادآور شد: طبق برنامه‌های آموزشی روان‌پزشکی در ایران و سایر کشورهایی که می‌شناسیم، انواع درمان‌های دارویی و غیردارویی و روان‌درمانی در حوزه‌ی عملکرد این متخصصان قرار دارد. این گفته‌ی ایشان که «روان‌پزشکی درمان دارویی بیماری‌های روانی است» گفته‌ی خلاف واقعی است که متأسفانه مرتب هم توسط بعضی از این همکاران تکرار می‌شود که نه در هیچ زمانی از تاریخ و نه در هیچ جایی از دنیا و نه در قوانین ما چنین تعریفی وجود ندارد. البته انجام روان‌درمانی تنها محدود به روان‌پزشکان نیست و گروهی از روان‌شناسان، یعنی روان‌شناسان بالینی، نیز طبق ضوابط و برنامه‌های آموزشی کشورمان می‌توانند روان‌درمانی انجام بدهند. این طور نیست که بگوییم فقط این گروه یا فقط آن گروه روان‌درمانی انجام می‌دهند. همین طور، اظهارات ایشان درباره‌ی «غیرقانونی بودن ورود وزارت بهداشت به روان‌درمانی» هم، چنان که گفتم و متن سیاست کلی سلامت را ذکر کردم، به صراحت خلاف قوانین جاری و این سند فرادستی است.

    برای ارتقای سلامت جامعه نمی‌توان فقط به مداخلات فردی اکتفا کرد


    توکلی در پاسخ به این پرسش که " در خصوص لزوم فعالیت روان شناسان، روان پزشکان، پرستاران روانی و مددکاران اجتماعی در قالب یک تیم درمانی که پیش از این اشاره کردهاید. آیا نقش مسائل جسمانی در سلامت روان تنها 15 درصد است؟" گفت: سلامت روان موضوعی است پیچیده و حاصل تعامل عوامل مختلف خرد و فردی مانند عوامل زیست‌شناختی و توارث، تا مسایل شخصیتی و روان‌شناختی، تا عوامل کلان اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی. طبیعتاا پرداختن به آن نیاز به هم‌کاری‌های وسیع و گسترده دارد که در سطح کلان شامل هم‌کاری‌های بین‌بخشی قوا و وزارت‌خانه‌ها و سازمان‌های مختلف است. در سطح خردتر و در جامعه و مراجعان و مبتلایان و افراد در معرض آسیب هم نیازمند هم‌کاری تیمی است که در آن افرادی متشکل از متخصصان مختلف، مثل روان‌پزشکان، روان‌شناسان، مددکاران اجتماعی، روان‌پرستاران، کاردرمانگران و گروه‌های دیگر در کنار و هم‌آهنگ با هم فعالیت می‌کنند. درباره‌ی نقش عوامل مختلف بر سلامت بحث‌های گسترده‌ای مطرح است و از جمله موضوعات بسیارمهم که در سال‌های اخیر در حوزه‌ی سلامت به طور کلی، و نه فقط سلامت روان، مطرح است، موضوع «تعیین‌گرهای اجتماعی سلامت» است.

    وی گفت:  بسیاری از پژوهش‌ها نشان می‌دهند که عوامل کلان اجتماعی مانند فقر، بیکاری، شکاف طبقاتی، تبعیض‌های اجتماعی و مانند آن تأثیری مهم بر سلامت دارند و برخورد فردی با موضوع سلامت و شناخت بیماران و درمان آن‌ها به‌تنهایی، در قالب نظام سنتی سلامت و درمان، خواه درمان‌های دارویی و خواه درمان‌های غیردارویی و در رشته‌ی ما روان‌درمانی، تنها می‌تواند تا حدودی و شاید حدود 20 تا 30 درصد به ارتقای سلامت کلی جامعه منجر شود. بنابراین، همان طور که قبلا هم گفتم، امروزه تاکید بسیاری است بر این که برای ارتقای سلامت جامعه نمی‌توان فقط به مداخلات فردی اکتفا کرد و باید بر عوامل کلان و تعیین‌گرهای اجتماعی سلامت نیز تأکید و توجه داشت. خوش‌بختانه از چندین سال قبل در وزارت بهداشت هم فعالیت‌های خوبی در زمینه‌ی توجه به تعیین‌گرهای اجتماعی سلامت شروع شده است و امیدوارم مسؤولان مربوط در زمینه‌ی اقدامات و فعایت‌های انجام‌شده در این زمینه اطلاع‌رسانی بیش‌تری کنند. البته موضوع تعیین‌گرهای اجتماعی سلامت فقط محدود به سلامت روان نیست و در تمام مشکلات سلامت این امر صادق است و معنای آن هم این چیزی نیست که در نقل قول شما به آن اشاره شده است.

    تصویب و تأسیس رشته فلوشیپ روان‌درمانی جزو اختیارات وزارت بهداشت بوده است


    از دکتر توکلی جویا شدیم "آیا تصویب و تأسیس رشته فلوشیپ روان‌درمانی جزو اختیارات وزارت بهداشت بوده است یا آن طور که دکتر الهیاری گفته‌اند ورود وزارت بهداشت به این حوزه و تأسیس این دوره‌ی آموزشی غیرقانونی است گفت: همان طور که قبلاً هم در مصاحبه‌ای اعلام کرده بودم، طبق ماده‌ی 7 قانون تشکیل وزارت بهداشت،درمان وآموزش پزشکی، مصوب سال 1364،سیاست‌گذاری،تعیین خط‌مشی و برنامه‌ریزی آموزشی پزشکی به عهده ‌این وزارت است. فلوشیپ روان‌درمانی هم براساس وظایف و اختیارات وزارت بهداشت، با طی مراحل کارشناسی و طرح در کمیته‌ها و کمیسیون‌های مختلف، و در نهایت در شورای آموزش پزشکی و تخصصی تصویب شده است. شورای آموزش پزشکی و تخصصی هم اتفاقا شورایی است که بر اساس قانون مصوب مجلس تشکیل شده است. وظایف آن در قانون مشخص است و به عنوان یکی از عالی‌ترین نهادهای تصمیم‌گیرنده در حوزه‌ی آموزش پزشکی عمل می‌کند. تأسیس رشته‌های تخصصی و فوق‌تخصصی و دوره‌های آموزش تکمیلی تخصصی، طبق قانون مصوب مجلس، برعهده‌ی این شورا است. از طرف دیگر هم گفتم که طبق سیاست‌های کلی سلامت، تولیت سلامت و از جمله سلامت روان که در ماده‌ی 3 این سیاست‌ها آمده است، برعهده‌ی وزارت بهداشت است. بنابراین، حتما تصویب و تأسیس این دوره جزو اختیارات وزارت بهداشت است. هیچ بند و ماده‌ای در قانون تشکیل سازمان نظام روان‌شناسی چنین اختیار و اجازه‌ای را به آن سازمان نداده تا رشته‌ای را تصویب و تاسیس کند یا جلوی آن را بگیرد. حتی تصمیم‌گیری درباره‌ی تأسیس رشته‌های روان‌شناسی غیربالینی هم در حوزه‌ی اختیارات قانونی سازمان نظام روان‌شناسی نیست و شوراهای آموزشی وزارت علوم و وزارت بهداشت درباره‌ی آن تصمیم می‌گیرند، چه رسد به این که درباره‌ی راه‌اندازی دوره‌ی فلوشیپ یکی از رشته‌های پزشکی چنین وظیفه یا اختیاری را داشته باشد. به نظرم، بهترین کار این است که تمام نهادها و سازمان‌ها و مسؤولان محترم به قانون توجه کنند و، چه در عمل و چه در گفتار، خود را مقید به رعایت آن بدانند. به گمان‌ام خوانش‌های شخصی و غیردقیق از قانون و اظهار مکرر آن در رسانه‌های مختلف کمکی به پیش‌برد امور موردنظر همه‌مان، که حفظ و ارتقای سلامت مردم عزیزمان است، نخواهد کرد.

    دبیر انجمن علمی روانپزشکان ایران در پاسخ به اینکه "نظرتان درباره‌ی موضوعی که دکتر الهیاری درباره‌ی اختلاف بین سازمان نظام روان‌شناسی، وزارت ورزش و جوانان و بهزیستی بر سر صدور مجوز برای تأسیس مراکز مشاوره ذکر کرده اند چیست؟ ایشان گفته اند که رییس مجلس رأیی به نفع نظام روانشناسی صادر کرد و اختیار تأسیس تمام مراکزروان‌ درمانی و مشاوره را به عهده این سازمان قرار داد." گفت: احتمالا موضوع مورداشاره‌ی ایشان مربوط است به اصلاح آیین‌نامه‌ی سامان‌دهی و اعتباربخشی مراکز مشاوره، مصوب 21 اردی‌بهشت 1392 در هیأت وزیران. از جزییات این اختلاف نظربین آن سازمان‌ها که بگذریم، باید توجه کنیم که موضوع آن آیین‌نامه و اصلاحیه‌اش صرفا مربوط است «مراکز مشاوره‌ی ازدواج و تحکیم خانواده و مراکز مشاوره‌ی اجتماعی» که به استناد ماده‌ی 43 قانون پنج‌ساله‌ی پنجم توسعه تشکیل می‌شوند.

    توکلی افزود: فهرست خدمات هر کدام از این مراکز هم در خود آیین‌نامه آمده است. همان طور که از نام این  پیدا است و در متن آیین‌نامه هم به صراحت تعریف شده ‌است، هیچ کدام از آن‌ها مربوط به «درمان» و «روان‌درمانی» نیستند و طبق متن این آیین‌نامه، صرفا برای ارایه‌ی خدمات مشاوره در محدوده‌هایی مشخص، مانند آموزش حقوق و وظایف متقابل زن و مرد و فرزندان در خانواده، آموزش و مشاوره‌ی امور اعتقادی، فرهنگی، تربیتی و رفتاری خانواده ، تعریف شده‌اند. بنابراین، باز هم باید بگویم واقعا نمی‌دانم از کدام یک از متن‌ها و آیین‌نامه‌ها و نامه‌ی رییس مجلس چنین نتیجه گرفته‌اند که اختیار تأسیس «تمام مراکز روان‌درمانی و مشاوره به سازمان نظام روان‌شناسی داده شده است». اصلا در کجای قانون تأسیس سازمان نظام روان‌شناسی اجازه‌ی دخالت در درمان یا روان‌درمانی داده شده است؟ ای کاش مسؤولان محترم به جای اظهارات کلی، با ذکر دقیق ماده‌ی قانونی ذکر کنند که طبق کدام ماده از کدام قانون اختیاراتی که ادعا می‌کنند به سازمان نظام روان‌شناسی داده شده است و حالا حتی وزارت بهداشت هم برای تأسیس رشته‌ی آموزشی تخصصی و تکمیلی در پزشکی باید از آن سازمان اجازه بگیرند؟ در مصاحبه‌ی دیگری که یک سال و چند ماه قبل داشتم، به جزییات اشاره کردم که اتفاقا در زمان تصویب قانون تشکیل سازمان نظام روان‌شناسی، که با مخالفت دولت و کمیسیون بهداشت مجلس همراه بود،

    توکلی افزود:  بارها ارایه‌دهندگان طرح اعلام کردند که این سازمان هیچ دخالتی در امور پزشکی و درمانی نخواهد داشت و کار آن محدود به مشاوره‌ی شغلی و تحصیلی و انجام آزمون‌های روان‌شناختی است، و با این دلایل، به مخالفان تصویب این طرح اطمینان خاطر می‌دادند که تداخلی در عملکرد این سازمان با امور زیر پوشش وزارت بهداشت و سازمان نظام پزشکی وجود ندارد. اما حالا چه طور شده که بعد از ده دوازده سال از زمان تصویب آن قانون، ادعا می‌شود که وزارت بهداشت برای تأسیس یک رشته‌ی تکمیلی تخصصی، که اتفاقاً در حوزه‌ی درمان و روان‌درمانی است، باید از آن سازمان اجازه بگیرد و اختیار تمام مراکز روان‌درمانی و مشاوره به آن سازمان داده شده است؟ متن قانون تشکیل این سازمان و مشروح مذاکرات مجلس در اختیار همگان است. امیدوارم مسؤولان محترم آن‌ها را دوباره مطالعه کنند و گفته‌های‌شان را بر قانون منطبق کنند.

    وی در پاسخ به پرسشی که گفته شده «روان‌پزشکان در صورت تمایل به ورود به حوزه‌ ی روان ‌درمانی لازم است با هماهنگی و مجوز سازمان نظام روان‌شناسی دست به هرگونه اقدام یبزنند» چیست؟ آیا واقعا این طور است؟" گفت: قطع خیر ! این گفته‌ هم با مقررات و قوانین مغایرت دارد. من قبلا هم درباره‌ی آن توضیح داده‌ام و باز تکرار می‌کنم. دوستان‌مان در نظام روان‌شناسی کافی است قانون تشکیل سازمان خودشان، سازمان نظام روان‌شناسی و مشاوره، را یک بار مرور کنند.

    توکلی گفت: در موادی از قانون تشکیل این سازمان؛ ماده‌ی‌ 5 این قانون می‌گوید: «مشاوران و روان‌شناسان برای هرگونه اشتغال در حرفه خود بایددارای پروانه از سازمان باشند».، ماده ‌قانونی کاملا روشن است. «مشاوران»و «روان‌شناسان»برای اشتغال در حرفه‌ی خود باید دارای پروانه از این سازمان باشند. کجای این ماده‌‌ی قانونی را می‌توان به «روان‌پزشکان» تسری داد؟

    دبیر انجمن علمی روانپزشکان ایران تاکید کرد: تبصره‌ی 1 و 2 ماده‌‌ی 4 همین قانون هم روان‌شناس و مشاور را تعریف کرده است: «منظور از روان‌شناس کسی است که در یکی از رشته‌های روان‌شناسی سطح کارشناسی ارشد فارغ‌التحصیل شده باشد» و  «منظور از مشاور، کسی است که در یکی از رشته‌ها وگرایش‌های مشاوره (خانواده، شغلی، تحصیلی، توان‌بخشی وعمومی) در سطح کارشناسی ارشد فارغ‌التحصیل شده باشد». طبیعی است که این سازمان فقط برای اعضای خود می‌تواند پروانه صادر کند و اعضای آن هم که از نام و متن قانون پیدا است گه کسانی هستند: مشاوران و روان‌شناسان.با چه خوانشی می‌توان روان‌پزشکان را در این مجموعه قرار داد؟ اصلا این سازمان نمی‌تواند برای فردی که عضو آن نیست، خواه روان‌پزشک باشد یا هر کس دیگری، هیچ مجوز و پروانه‌ای صادر کند.

    توکلی افزود: حتی اگر روان‌پزشکی هم به اشتباه برای گرفتن پروانه به آن سازمان مراجعه کند، خود سازمان باید پاسخ بدهد که اختیار چنین کاری را ندارد. شاید خطای خبر‌نگار و تنظیم‌کننده‌ی خبر باشد که چنین جمله‌ای را از رییس سازمان نظام روان‌شناسی نقل کرده است وگرنه بسیار بعید می‌دانم که رییس این سازمان از حوزه‌ی عمل‌کرد و حداقل اعضای سازمان خود اطلاع نداشته باشد. از طرف دیگر، در قانون تشکیل سازمان نظام روان‌شناسی و مشاوره، حدود اختیارات این سازمان هم معلوم شده که محدود است به «خدمات روان‌شناسی» و «مشاوره». اتفاقا به درستی و با دقت در هیچ جای متن قانون اجازه‌ و اختیار و مسؤولیتی در خصوص هیچ درمانی و روان‌درمانی به این سازمان داده نشده است. در مشروح مذاکرات مجلس هم ثبت است که چندین بار این موضوع طرح شد و اعلام شد که منظور از خدمات روان‌شناسی و مشاوره مداخله‌های درمانی و درمان نیست. بنابراین، واضح است که روان‌درمانی که شیوه‌ای است برای درمان اختلالات روان، زیر نظر وزارت بهداشت، و تنظیم روابط شاغلان به آن هم در حوزه‌ی فعالیت سازمان نظام پزشکی قرار دارد. سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی و تعیین استاندارد و تنظیم حدود و روابط حرفه‌ای شاغلان به آن را هم، مانند تمام گروه‌های شاغل دیگر در امور سلامت و درمان، وزارت بهداشت و نظام پزشکی تعیین می‌کنند.


    زیرساخت‌های لازم جهت رفع معضلات و اختلاف نظرهای کنونی


    این روانپزشک در پایان درباره ی زیرساخت‌های لازم جهت رفع معضلات و اختلاف نظرهای کنونی و بهبود روند تعاملات روان‌پزشکان با روان‌شناسان گفت: خوش‌بختانه باید این را بگویم که به طور کلی همکاری روان‌پزشکان و روان‌شناسان و سایر شاغلان در حوزه‌ی سلامت روان، سابقه‌ای بسیار دیرینه دارد و همیشه توام با همراهی و همکاری بسیار خوبی بوده است. در حال حاضر هم همین طور است و فضای هم‌کاری بین این گروه‌های مختلف بسیار خوب و توأم با تعاملات سازنده است. این بحث‌هایی که گاهی در رسانه‌ها مطرح می‌شوند، اصلا به معنای این نیست که مشکلات حل‌ناشدنی در بدنه‌ی روان‌شناسان و روان‌پزشکان و روان‌پرستاران و مددکاران و سایر این گروه‌ها وجود دارد.به نظر می‌رسد، مشکل اصلی در خوانشی خاص و موسع از قانون تشکیل سازمان نظام روان‌شناسی است که توسط بعضی از مسئولان سازمان نظام روان‌شناسی و مشاوره انجام می‌شود و گاهی اختلاف‌نظرها و مشکلاتی را ایجاد می‌کند و در رسانه‌ها هم مطرح می‌شود.

    توکلی در پایان گفت: بهترین راه ادامه‌ی تعامل‌های همیشگی و هم‌کاری است که از قبل هم وجود داشته است. از طرف دیگر، بررسی کارشناسانه‌ی مسایل قانونی و علمی باید در فضای کارشناسی تخصصی، توسط چهره‌های علمی و صاحب‌نظر، و با سرپرستی متولی سلامت و سلامت روان، یعنی وزارت بهداشت، انجام شود. خوانش‌های ناصحیح و تندگویی‌های رسانه‌ای حتمً کمکی به هدف مشترک همه‌ی ما که کمک به سلامت مردم است نخواهد کرد. بنابراین، باز هم همه‌ی مسئولان و صاحب‌نظران را دعوت می‌کنم تا به جای چنین اظهارنظرهای مغایر با قانون و موازین علمی و تجربه‌ی جهانی، در فضایی توأم با طمانینه و آرامش و با تبعیت از قانون، موضوع را بررسی کنند و با تبیین حدود اختیارات نهادهای مختلف، و تعریف جایگاه حرفه‌ای شاغلان در این حوزه کمک کنند تا روند ارایه‌ی خدمات باکیفیت به مردم تسهیل شود. قطعاًوزارت بهداشت، به عنوان متولی سلامت کشور، نقش محوری و هدایت‌?کننده را دارد و امیدواریم در جهت انجام این نقش، بیش از پیش، فعال باشد.
    -


تاريخ : جمعه ٤ تیر ،۱۳٩٥ ساعت: ٦:۱٩ ‎ب.ظ ا نویسنده : علی بی زد ا نظرات ()
تگ ها : سلامت ، پزشکی ، بدن ، درمان



سازمان نظام از ابتدا تا به امروز به روایت دکتر افروز

 

 

  • سازمان نظام از ابتدا تا به امروز به روایت دکتر افروز
    شاید کمتر روانشناسی به‌اندازه دکتر غلامعلی افروز در بین متخصصان و عموم مردم شناخته‌شده و محبوب باشد. از اولین برنامه‌های روانشناسی تلویزیون در سال‌های ابتدایی پس از انقلاب تا فعالیت‌های علمی پژوهشی و نیل به درجه استاد ممتازی دانشگاه تهران و ریاست فدراسیون آسیایی شورای جهانی روان‌درمانی همه نشان از کارنامه درخشان ایشان دارند. علاوه بر این دکتر افروز اولین رئیس سازمان نظام و مشاوره کشور می‌باشند.
    سازمانی که به گفته ایشان «امید» را به جامعه روانشناسی آورد.
    در یک بعدازظهر شلوغ و در آستانه نهمین کنگره بین‌المللی روان‌درمانی به دیدار ایشان رفتیم تا از دغدغه‌های این روزهای بزرگ‌مرد روانشناسی ایران بیشتر بدانیم.

    1. آقای دکتر سازمان نظام روانشناسی و مشاوره از کجا و چگونه شروع کرد؟
    سازمان نظام تقریباٌ از صفر شروع شد و ما سه چهار سال اول را در دفتر موسسه خیریه احیای کودکان استثنائی ساکن بودیم و در آن زمان ریالی پول نداشتیم. به خاطر دارم زمانی که جناب آقای خاتمی در زمان ریاست‌جمهوری‌شان حکم بنده را به‌عنوان رئیس سازمان نظام امضا نمودند از ایشان تشکر کردم و پرسیدم آقای دکتر آیا من اتاق کار مشخص دارم؟ مسئول دفتر دارم؟ یا بودجه خاصی برای این سازمان در نظر گرفته‌شده است؟ ایشان فرمودند توکل بر خدا شما بروید و من کمک خواهم کرد و همه‌چیز درواقع با یک کاغذ شروع شد. بعدها با پیگیری‌هایی که انجام شد، آقای دکتر قالیباف خدا خیرشان بدهد، ساختمان فعلی نظام را در اختیار ما گذاشتند، آقای دکتر احمدی‌نژاد هم بسیار کمک کردند. خدا را شکر تأسیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور امیدی برای روانشناسان ایجاد کرد و نقش مهمی در ارتقاء جایگاه روانشناسی داشت. در حال حاضر مجلس مساعدت‌های تک نوبتی به سازمان می‌کند و اعضا هم حق عضویت می‌دهند اما نیاز به پشتوانه مالی بهتر و ساختمان قوی‌تری هست.

    2. جایی در بحث قبل در مورد جایگاه روانشناسی فرمودید، جایگاه کنونی روانشناسی را خصوصاً نسبت به دهه‌های قبل چطور ارزیابی می‌کنید؟
    واقع این است که جایگاه روانشناسی در ایران نسبت به سه چهار دهه گذشته از یک اعتلا و جهش قابل‌توجهی برخوردار بوده است. به دلیل بعضی فعالیت‌های فرهنگی و علمی آموزشی همچون رسانه‌ای کردن روانشناسی پس از پیروزی انقلاب، روانشناسی به خانه‌ها ورود پیدا کرد و نگرش مردم نسبت به مطالعه مباحث روانشناسی مثبت گردید و اقبال و گستره مراجعه خانواده‌ها به روانشناسان و مشاوران در تهران و شهرستان‌ها بیش‌تر از قبل شده است. از طرف دیگر چند سالی است که روانشناسی گزینه اول رشته‌های علوم انسانی شده است درحالی‌که ده پانزده سال پیش اولین انتخاب برای فارغ‌التحصیلان علوم انسانی عموماٌ حقوق و پس‌ازآن اقتصاد و حسابداری بود و این نشان‌دهنده موفقیت چشمگیر این رشته است. در حال حاضر ازنظر کمی تعداد قابل‌توجهی فارغ‌التحصیل روانشناسی داریم که قابل‌مقایسه با 3 دهه گذشته نیست البته ازلحاظ کیفی می‌بایست دقت بیشتری انجام دهیم تا موجبات تضعیف این جایگاه فراهم نشود.

    3. بیشتر توضیح می‌دهید؟
    من نگران این هستم که رشد کمی که بعضاٌ بدان اشاره شد باعث کاهش کیفیت این رشته شود. متأسفانه ما در تربیت استاد ضعف‌هایی داریم، ورود افراد کم‌تجربه به‌عنوان استاد در حوزه‌هایی که تخصصی در آن‌ها ندارند موضوعی است که در حال حاضر ما را تهدید می‌کند. هرکسی که مدرک می‌گیرد نمی‌تواند در این رشته استاد شود، استادان روانشناسی باید افرادی با نگاه جهان‌شمول، بصیر، متعهد، برخوردار از تجربه حرفه‌ای غنی، متخصص و توانا باشند و باید دریچه روانشناسی را برای دانشجویان این رشته باز کنند. به اعتقاد من مراکزی که حداقل 2 یا 3 استاد غنی و توانا در کادر خود ندارند نباید این رشته را دایر کنند. ما به‌صورت مجازی و غیرحضوری نمی‌توانیم روانشناس سالم و توانا تربیت کنیم. روانشناسی مانند پیراپزشکی و حتی بالاتر از آن است. ما باید برای مراقبت از این حرفه که حساسیت بسیاری دارد آینده‌نگر باشیم. می‌بایست افرادی وارد این رشته شوند که سالم، خلاق و پویا هستند و تخصص غنی دارند و بحث‌هایشان در بستر ارزش‌های اخلاقی و دینی جامعه است در غیر این صورت مشکل خواهیم داشت، دیر یا زود مردم با تعارض‌ها و تناقض‌های روانی مواجه می‌شوند و این شکننده است. اگر ما تعهد حرفه‌ای‌مان را بالا نبریم اقتدار و جایگاه کنونی ما که مدیون تلاش پیشکسوتان و اساتیدی است که در این مسیر بسیار کارکرده‌اند، ضعیف خواهد شد.

    4. اخیراٌ، خصوصاٌ در یک سال گذشته، شاهد اظهار نظرات و بحث‌هایی از سوی روان‌پزشکان در مورد عدم صلاحیت روانشناسان در حیطه درمان بوده‌ایم که این صحبت‌ها اعتراض بسیاری از روانشناسان را موجب شد، در این مورد سازمان نظام چه موضعی داشته و چه تدابیری اندیشیده است؟

    در نظام سلامت می‌بایست روانشناسان حرف اول را بزنند و این نیازمند تلاش همه ماست برای رسیدن به این جایگاه، روانشناسان می‌بایست پا به پای روان‌پزشکان پیش بروند و نمی‌توان گفت روانشناس بیاید و دستیار روان‌پزشک

    خدا را شکر تأسیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور امیدی برای روانشناسان ایجاد کرد و نقش مهمی در ارتقاء جایگاه روانشناسی داشت.

    بشود. باید مسئولین وزارت بهداشت این اندیشه را داشته باشند که روان‌پزشکان حاذق در دنیا کسانی هستند که بیشترین افتخارشان این بوده است که روانشناسان توانا و مسلط اساتیدشان بوده‌اند و یا اساتید راهنمای تز بسیاری از روان‌پزشکان، اساتید روانشناسی هستند. می‌بایست نگرش مسئولین وزارت بهداشت مثبت شود و نباید برای نقد عملکرد روانشناسی انگشت بر فارغ‌التحصیلان غیرحضوری و فوق‌لیسانس‌هایی که لیسانس‌های غیر مرتبط دارند، بگذارند. متأسفانه چالش‌هایی ازاین‌دست وجود دارند. سازمان روانشناسی به‌هرحال بسیار تلاش می‌کند تا جایگاه روانشناسی را نشان دهد اما گاهی فشارهایی وجود دارد.

    5. چه موضوع جالبی را پیش کشیدید، چند سالی است که با افزایش تعداد فارغ‌التحصیلان رشته‌های غیر مرتبط مقطع لیسانس که تغییر رشته می‌دهند و برای فوق به گرایش‌های روانشناسی می‌آیند مواجهیم، نظر شما دراین‌باره چیست؟

    این اشتباه است. مثلاً شخصی جغرافیا یا زبان بخواند و یک فوق‌لیسانس روانشناسی بگیرد و حتی بعد خدای‌نکرده به دنبال پروانه باشد. این موضوع خلاف قانون است، قانون می‌گوید برای دریافت پروانه فرد فوق‌لیسانس داشته باشد و حداقل روانشناس باشد. این یعنی لیسانس هم باید روانشناسی و مرتبط باشد، البته تردیدی نیست که بسیاری از فارغ‌التحصیلان با لیسانس‌های غیر مرتبط به خاطر انگیزه و علاقه بالا افراد باسوادی هستند اما اصل بر این است که اشخاص برای حضور در مقطع ارشد، پایه‌های روانشناسی داشته باشند. باید برای فوق‌لیسانس به پایین، روانشناسی 140 واحدی چیده شده باشد نه چیدمان بر روی فیزیک، تاریخ، زبان یا جغرافیا باشد. این اشتباه است و موجب تضعیف روانشناسی می‌شود.

    6. در این مورد در سازمان نظام تمهیداتی در نظر گرفته‌شده است؟
    بله مقدماتش شروع‌شده است و انشا الله پیش خواهد رفت.
    7. کمپین‌ها و گروه‌های خودجوشی از سوی روانشناسان برای احقاق حقوق صنفی این رشته به راه افتاده‌اند. این گروه‌ها چطور می‌توانند مؤثرتر واقع شوند؟
    از طریق شرکت و حضور در همایش‌ها و کنگره‌های ملی که گذاشته می‌شود باید جایگاه روانشناسان ترسیم شود. اتفاقاً امروز صبح در سومین کنگره ملی روانشناسی اجتماعی بنده همین بحث را در صحبت‌هایم داشتم. دانشجویان فوق‌لیسانس و دکتری می‌بایست جدی و منطقی کار کنند. سعی کنند اول دانش، بصیرت و تجربه خودشان را غنی‌تر کنند تا بتوانند حرف بزنند، درواقع صرف شعار نمی‌شود کاری کرد و باشعور حرفه‌ای باید وارد میدان شد.
    8. آقای دکتر افروز، چند ماه پیش انتخابات شوراهای استانی را داشتیم و موضوع قابل‌توجه، حضور چشمگیر اعضا در انتخابات بود، این جریان را چطور ارزیابی می‌کنید؟
    ببینید اولاٌ تعداد اعضای ما نسبت به دوره‌های اول و دوم بیشتر شده است، همچنین اعضا نسبت به سرنوشت خودشان علاقه‌مند شدند. مجمع عمومی ما اعضا هستند و این شور و احساس مسئولیتی که در اعضا ایجادشده است نشان موفقیت و بالا رفتن بصیرت است. همه می‌بایست از بی‌تفاوتی خارج شوند و سرنوشت حرفه خودشان را به افراد دلسوز بسپارند، افراد دلسوزی که تجربه ملی و جهانی دارند. نه افراد فرصت‌طلب که از دیگران نردبان برای پیشرفت خود می‌سازند. در اصل افرادی باید انتخاب شوند که سالم، متعهد، متدین، صالح، با بصیرت و دلسوز باشند.

    9. برای انتخابات آتی سازمان یعنی انتخابات شورای مرکزی چه پیش‌بینی دارید؟ و چه توصیه‌ای علی‌الخصوص برای روانشناسان نسل جدید در این زمینه‌دارید؟
    ما انتظار داریم در انتخابات شورای مرکزی هم شور و احساس مسئولیت در اعضا وجود داشته باشد. انشا الله اگر انتخابات بهنگام صورت بگیرد، بازهم اعضای استانی ما مشارکت خواهند کرد. اساتید وارسته و موردشناس زیادی در این رشته زحمت می‌کشند. اینجا یک مجمع علمی و حرفه‌ای است، اتحادیه یراق‌آلات یا رنگ‌سازان نیست!
    حاکمیت برخی نگرش‌های سیاسی یا به‌طور مثال طراحی بعضی سناریوها، برای بعضی انتخابات چه استانی و چه مرکزی و با نگاه‌های خاص صرف جناحی و سیاسی به‌نظام روانشناسی آسیب خواهد زد و این آسیب به‌سادگی جبران نخواهد شد. ما حزب و به دنبال جناح نیستیم و باید نگاهمان علمی و حرفه‌ای باشد و با توجه به توانمندی افراد. نگاه صرف سیاسی و صنفی در انتخابات معنی نخواهد کرد، درواقع این انتخابات، انتخاباتی حرفه‌ای و علمی است. صرف جمع شدن و ائتلاف کردن و ورود با نگاه سیاسی و قدرت‌طلبانه جواب نخواهد داد. می‌بایست افرادی انتخاب شوند که دلسوزانه وقت می‌گذارند، کسانی که این حرفه را در جهان نشان دهند.
    باید پروانه فعالیت اعضای ما در کل کشور، در مجلس، در دولت در همه نهادها ملی و در خارج از کشور دارای اعتبار و معنا باشد. به یاد دارم در دوره‌های قبلی سازمان بودند افرادی که ترجمه پروانه‌هایشان را در کانادا، آمریکا و انگلستان نشان می‌دادند و به آن‌ها در آن کشورها مجوز فعالیت داده می‌شد. باید فردی که امضا می‌کند را در جهان قبول داشته باشند. کرسی اعضای شورا و ریاست، امانت الهی است و افرادی که انتخاب می‌شوند باید عهده‌دار این امانت به نحو شایسته باشند.

    10. در آخر، عملکرد سازمان نظام را در 4 سال اخیر چگونه ارزیابی می‌کنید؟
    خوب، دوستان ما بسیار تلاش کردند اما باید در نظر داشت این تلاش بر پایه 100 ماه تلاش پیشینیان است. دست همه درد نکند، همه کار می‌کنند اما باید این تلاش‌ها سازمان‌دهی بیشتری شوند و هدفمند باشند و دقت کنیم نگاه ما در تلاش رضای خداوند و بعد اعضا باشد. هدایت این مجموعه کار سختی است، دعا می‌کنم افرادی که هم‌اکنون مسئول‌اند و همکارانی که بعداٌ خواهند آمد موفق باشند.


تاريخ : پنجشنبه ۳ تیر ،۱۳٩٥ ساعت: ٩:۳٥ ‎ب.ظ ا نویسنده : علی بی زد ا نظرات ()
تگ ها : بدن ، اسکیزوفرنی ، سلامتی ، مصرف


امکانات وب